موسیقی باله (بالت) را بیشتر برای ارکستر می نویسند ، بدان منظور که با رقص یا پانتومیم ھمراھی کند. موسیقی باله از روزگاران قدیم تا عصر ما تغییرات و تحولات بسیاری داشته ، و ھمگام با رشد و پیشرفت اپرا و علم رقص ترقی کرده ، و گسترش یافته است.

باله در قرن پانزدھم ، در دربار پادشاھان فرانسه ، ترکیبی بود از رقص و آواز و موسیقی و از سرگرمی ھای دلخواه پادشاھان. در دوران سلطنت ھانری چھارم ، و در ایامی که کاترین دومدیسی نایب السلطنه بود باله جنبه ی دراماتیک پیدا کرد. اما درعصر لوئی سیزدھم باله ی کمدی و مسخره جای آن را گرفت (باله ی بیوه زن بیله او - در 1626 ). و سرانجام در دوران لوئی چھاردھم ، لولی، با ھمکاری مولی یر نویسنده و نمایشنامه نویس بزرگ و بوشان عالم رقص ، باله ھائی به سبک جدید نوشت ، و کمدی باله را جایگزین باله ھای مرسوم قبلی کرد ، که اکستر ، با نواختن کنسرتو و سرناد وغیره ، نقش مھمی را در این میان بازی می کرد. باله ای براساس نمایشنامه ی (تازه به دوران رسیده ی ) مولی یر در سال 1670 ، از بھترین محصولات این ھمکاری بود. اما لولی به این سلسله تغییرات نیز قناعت نکرد و نوعی باله ی تراژدی را با اقتباس از رسیتاتیوھای ایتالیائی به زبان فرانسه به وجود آورد. که رقص در آن سھم بیشتری داشت ، و موسیقی نیز در فواصل نقش مؤثر خود را ایفا می کرد. که از نمونه ھای این نوع : (کادموس و ھرمیون) ، در سال 1673 بود ، و در سالھای بعد ھنرمندانی چون کواس (1709 -1649 ) و کامپرا (1744 -1660 ) نوع جدیدی را به نام اپرا باله بنیاد نھادند. باله ی اپرای آراسته (1697 )، از نمونه ھای کار کامپرا بود ، و این نوع از باله با ابتکارات و آثار رامو در قرن ھیجدھم به اوج خود رسید. و کم کم ترکیبی از موسیقی عالمانه با رقص آکادمیک در باله اپرا اثر گذاشت و ھنرمندانی چون ژان ژرژ نوور باله را به حرکت و عمل بیشتری درآمیخته و کفش ھای پاشنه دار و کلاه گیس و لباسھای پف درا رقصندگان باله را از صحنھ حذف کردند.

در اوایل قرن نوزدھم بتھوون جوان با ھمکاری سالواتور ویگانو استاد علم رقص (1821 -1769 )، باله ی (دست پروردگان پرومته) را در سال 1801 نوشت ، که در صحنه با شکست رو به رو شد. و اما در دوران رمانتیک در ھنر باله تغییراتی پدید آمد. و از آن پس رقصندگان باله یاد گرفتند که روی نوک پایشان بایستند و با پرش ھای ظریف و زیبا حرکاتی دلپسند و بدیع به وجود آوردند ، و لباس مخصوص باله از موسلین سفید ، از آن ھنگام باب شد. و ھمراه با این تغییرات تکنیک ھای باله نیز تکامل یافت ، اما بزرگترین آھنگسازان قرن نوزدھم ، یعنی شوبرت و لیست و برامس و برلیوز و واگنر و شوپن و شومان نیز از موسیقی باله غافل ماندند و در این زمینه کاری نکردند ، و حتی توجه خاص واگنر و پیروان او به ھنر غنائی باعث شد تکه ھائی از رقص ھای باله را که گاه گاه در صحنه ھائی از اپرا اجرا می کردند حذف کنند.

از سال 1840 تا 1870 موسیقی باله ی رمانتیک فضای تازه ای در این صحنه پدید آورد و ملودی ھای زیبا و دلپسند با حرکات رقصندگان باله ھمراه شد ، که نمونه ھائی را در باله ی ژیزل از آدولف آدام ، و کوپلیا از لئودلیب می بینیم ، و چند سال بعد از آن ، چایکوفسکی به خواھش و راھنمائی ماریوس پپیتا استاد رقص (1910 -1818 ) باله ھائی آفرید ، با موسیقی والائی که از نخستین سمفونی ھایش تأثیر پذیرفته بود ، و در این باله ھا موسیقی ، حرکات نمایشی بازیگران باله را به گونه ای مؤثر پشتیبانی می کرد ، و باله ھائی چون دریاچه ی قو (1876 ) زیبای خفته (1889)، فندق شکن (1892 ) در این صحنه درخشید ، و بیست سال بعد سرگئی دیاگیلف مجموعه ای از باله ھای روسی را با استادی و مھارت بر صحنه آورد ، که در تاریخ باله انقلاب بزرگی بشمار می آید ، زیرا از آن پس باله بر اصول دقیق و ظریف ھنری پایه گذاری شد ، و نه تنھا موسیقی مخصوص رقص ، بلکه نوعی موسیقی بدیع (سازی) در این ھنر نقش اساسی بازی می کرد و باله ھای ارزشمند دیگری مانند (بازی ھا) از کلود دوبوسی ، و(تقدیس بھار) از استراوینسکی آفریده شد.

در پایان چند اثر زیبا در این فرم به شما معرفی می گردد:

آدام : ژیزل

دلیب : کوپلیا

چایکوفسکی : دریاچه قو اپوس 20

چایکوفسکی : فندق شکن اپوس 71

چایکوفسکی : زیبای خفته اپوس 66

استراوینسکی : آئین بهار

استراوینسکی : پرنده آتشین

استراوینسکی : پتروشکا

پروکوفیف : رمئو و ژولیت

راول : دافنیس و کلوئه

دبوسی : بازی ها

روسل : ضیافت عنکبوت

ساتی : پاراد

میو : گاو روی بام

کوپلند : بهار آپالاشی

بارتوک : ماندارین شگفت انگیز